آشنایی با بیماریهای روحی و جسمی و نحوه درمان

معرفی کامل و عوامل ایجاد کننده و روشهای جدید درمان

آشنایی با بیماریهای روحی و جسمی و نحوه درمان

معرفی کامل و عوامل ایجاد کننده و روشهای جدید درمان

چطور فرد مبتلا به اختلال دوقطبی به خودش کمک کند؟

۱۳۹۳/۰۱/۲۶ - ۱۲:۱۲ - کد خبر: 109425
چطور فرد مبتلا به اختلال دوقطبی به خودش کمک کند؟

 اگر چه اختلال دو قطبی بیماری مادام العمری است ، اما این معنا را نمی دهد که شما ناتوان هستید. خیلی کارها برای کمک به خود می توانید انجام دهید که فراتر از دارو درمانی و جلسات مشاوره است.


روش های خودیاری و تغییرات ساده در شیوه زندگی می تواند به شما کمک کند خلق و خو خود را مدیریت کنید و متعادل باقی بمانید. با مهارت های مقابله خوب و یک سیستم پشتیبانی محکم، شما می توانید به طور کامل و مولد زندگی کنید و و نشانه های اختلال دوقطبی را در حداقل نگه دارید.

چگونه می توانید به خود کمک کنید؟

زندگی با اختلال دو قطبی نیاز به تنظیمات خاص دارد مانند دوره نقاهت در الکلیسم ها و یا افرادی که انسولین تزریق می کنند. تشخیص این تنظیمات و زمان های حساس در اختلال شما می تواند به تعادل و موفقیت شما کمک نماید.

مدیریت اختلال دو قطبی با درمان مناسب، از جمله دارو شروع می شود. اما کارهای بسیار بیشتری می توانید برای کمک به خود انجام دهید.

1: خودتان را درگیردرمان نمایید.

مشارکت در درمان خود را تغییر دهید. سعی کنید همه اطلاعات در مورد اختلال دوقطبی را بدست آورید . تبدیل به یک متخصص دراین بیماری شوید. بر روی نشانه های آن مطالعه کنید، بنابراین شما می توانید آنها را در خود تشخیص دهند. تمام گزینه های درمانی را بیابید. اطلاع بیشتر شما شما را برای مقابله با نشانه های اماده تر می کند و باعث می شود بهترین انتخاب را داشته باشید.
با استفاده از آنچه شما در مورد اختلال دو قطبی یاد گرفته اید ، با دکتر یا درمانگر در روند درمان همکاری کنید. شما می توانید در مورد اهداف خودتان با درمانگر به توافق برسید.

راهنمایی های دیگر برای موفقیت در درمان اختلال دو قطبی :

صبور باشید : هدف انتخاب یک راه درمانی فوری نیست بلکه یک راه درمانی است که بیشترین کمک را به شما بکند و این نیازمند صبور بودن است.

ارتباط نزدیک با درمانگر: به طور کلی چون برنامه درمان شما نرتب تغییر می کند در ارتباط نزدیک با درمانگر خود باشید.نیاز هایتان را به او بگویید و در صورت مصرف دارو در گزارش عوارض حانبی صادق باشید. 

مصرف درست دارو: اگر شما در حال مصرف داروهستید ، همه دستورالعمل ها را دنبال و آن را صادقانه انجام دهید . دارو را خودسرانه کم یا زیاد نکنید.

دریافت درمان روانشناختی:. در حالی که دارو ممکن است قادر به مدیریت برخی از نشانه های اختلال دوقطبی ، باشد روان درمانی به شما مهارت های لازم در تمام زمینه های زندگی را می آموزد.روان درمانی می تواند به شما مهارت هایی جهت ، کنار آمدن با مشکلات ، تنظیم خلق و خوی خود، تغییر نحوه فکر کردن ، و بهبود روابط بیاموزد.

2 : نظارت بر علائم و خلق و خوی خود

به منظور خوب بودن لازم است که از نزدیک با احساستان در ارتباط باشید. گاهی علائم افسردگی و شیدایی آنقدر آشکاراست که اگر زودتر شناسایی می شد قابل پیشگیری می بود. بنابراین بهتر است تغییرات نامحسوس در خلق و خوی خود ،الگوهای خواب ، سطح انرژی ، و افکار را بشناسید . اگر سرعت عمل لازم را داشته باشید ، وقتی نشانه ای کوچک از تغییرات خلقی را مشاهد کنید می توانید قبل از تبدیل شدن به حالت افسردگی و یا شیدایی کامل با آن مقابله نمایید.

محرک های خود را بشناسید و علائم هشدار دهنده خود را در یابید.

مهم است که علائم فاز شیدایی و افسردگی خود را به دقت بشناسید و نسبت به نشانه های بیرونی و یا درونی تغییرات خلقی خود واقف باشید. به طور مثال علائمی مانند علائم زیر می توانند از نشانه های هشدار دهنده افسردگی باشد:

فشار
مشکلات مالی
بحث با عزیزان

مشکلات در مدرسه یا محل کار
تغییرات فصلی
کمبود خواب

توسعه جعبه ابزار سلامتی

اگر شما هر گونه علائم هشدار دهنده از شیدایی یا افسردگی دارید مهم است با سرعت عمل نمایید . در این زمان ، بهتر است جعبه ابزار سلامتی داشته باشید . جعبه ابزار سلامتی شامل مهارت های مقابله با استرس و فعالیت هایی برای حفظ یک حالت پایدار و یا بهتر باشد.
بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دو قطبی از ابزار زیر در کاهش علائم و حفظ سلامتی استفاده می کنند :

صحبت کردن با یک فرد حمایت کننده
دریافت کامل هشت ساعت خواب
کاهش در فعالیت های خود 
شرکت در یک گروه پشتیبانی
تماس با دکتر یا درمانگر خود 
انجام کاری سرگرم کننده و خلاق
در نظر گرفتن زمانی برای استراحت

ورزش
درخواست کمک اضافی را از عزیزان
کاهش مصرف قند ، الکل، و کافئین
افزایش زمان قرار گرفتن در معرض نور
افزایش یا کاهش تحریک در محیط زیست خود 


3:حفظ یا ایجاد روابط مردمی

داشتن یک سیستم پشتیبانی قوی برای شاد و سالم ماندن بسیار حیاتی است. اغلب، صحبت چهره به چهره با کسی می تواند کمک زیادی در رفع افسردگی دو قطبی و افزایش چشم انداز و انگیزه شما بکند.
آنها قرار نیست مشکل شما را حل کنند، همین که شنونده خوبی باشند کافی است.
با اعضای خانواده تماس منظم داشته باشید و و حمایت آنها را جلب نمایید . برقراری ارتباط با دیگران ، نشانه ای از ضعف نیست و آنها شما را به صورت یک بار اضافی نمی بینند. شما فقط از آنها می خواهید که باشند.
با گروه های پشتیبانی اختلال دوقطبی آشنا شوید . در این گروه ها افراد با تجربه مشابه وجود دارند که می توانید از آن ها راهکار بگیرید.
روابط جدید ایجاد کنید. تنهایی و انزوا اختلال دوقطبی را بدتر می کند. اگر گروه حمایتی ندارید سعی کنید در گروه های جدید عضو شوید. داوطلبانه رفتار کنید. می توانید در گروه های ورزشی نیز عضو شوید.

4 : یک برنامه روزانه

شیوه زندگی خود را انتخاب کنید ، از جمله خواب ، خوردن ، و الگوهای ورزش،زیرا اینکار تاثیر قابل توجهی در خلق و خو شما دارد . بسیاری از چیزهایی که شما می توانید در زندگی روزمره خود انجام دهید می توانید علائم تان را کنترل می کند.
برای زندگی خود ساختار ایجاد کنید . داشتن برنامه روزانه باعث ثبات در نوسانات خلق شما می شود . 
به طور منظم ورزش کنید . ورزش تاثیر سودمندی بر خلق و خو دارد و ورزش منظم باعث کاهش افسردگی می شود. . سعی پیاده روی یکی از سودمند ترین ورزش هاست.
یک برنامه دقیق خواب برای خود نگه دارید . نه کم و نه زیاد. خواب زیاد هم تاثیر منفی بر خلق دارد. بهترین توصیه این است که برای حفظ یک برنامه خواب ثابت تلاش کنید.

5 : استرس را به حدالقل برسانید

استرس می تواند قسمت از شیدایی و افسردگی در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی آغاز کند ، بنابراین تحت کنترل نگه داشتن آن مهم است. سعی کنید محدودیت های خود در محل کار، تحصیل و زندگی بشناسید و سعی کنید زمانی برای ضعف های خود در نظر بگیرید.

تکنیک های تمدد اعصاب مانند تنفس عمیق، مدیتیشن ، یوگا، و ریلکسیشن را جهت کاهش استرس یاد بگیرید. تمرین آرامش روزانه 30 دقیقه و یا بیشتر می تواند خلق و خوی شما را بهبود بخشد .
کارهایی که الزامی برای انجام آن ها ندارید در زمان فراغت می تواند به آرامشتان بیشتر کمک کند مثل : دیدن یک فیلم خنده دار ، پیاده روی در ساحل، گوش دادن به موسیقی ، خواندن یک کتاب خوب ، یا صحبت کردن با یک دوست . 
با توسل به حواس خود آرامش را حفظ نمایید : بینایی، شنوایی ، لامسه، بویایی و چشایی. گوش دادن به موسیقی خلق و خو را تغییر میدهد، دیدن و بوییدن یک گل ، ماساژ دست و پا و ... همه و همه در حفظ آرامش شما موثرند.

6 : سازمان دهی بدنتان

مواد غذایی که شما مصرف می کنید ویتامین ها و وارد بدنتان می کند که می تواند برای ا ختلال دوقطبی خوب یا بد باشد.
یک رژیم غذایی سالم مصرف کنید . یک ارتباط غیر قابل انکار بین غذا و خلق و خوی وجود دارد. برای خلق و خوی مطلوب ، خوردن مقدار زیادی از میوه های تازه ، سبزیجات، و غلات و محدود کردن چربی و شکر ضروری است . 
زمان بین وعده های روزانه تان را طوری تنظیم کنید که هرگز قند خونتان خیلی پایین نیاید. رژیم های غذایی با کربوهیدرات بالا می تواند موجب تغییرات خلقی شود بنابراین از آن نیز باید اجتناب شود. شکلات و کافئین نیز باید حذف شود.
امگا 3 مصرف کنید. اسیدهای چرب امگا 3 ممکن است نوسانات خلقی در اختلال دوقطبی را کاهش دهد. امگا 3 به عنوان یک مکمل غذایی در دسترس است . شما همچنین می توانید امگا 3 بدنتان را با خوردن ماهی های آب های سرد مانند ماهی آزاد، ماهی ، و ساردین ، سویا، روغن کانولا، دانه کدو تنبل ، و گردو افزایش دهد.
اجتناب از الکل و مواد مخدر . مواد مخدر مانند کوکائین ، اکستازی، آمفتامین و می تواند کامپیوتر را آغاز کند ، در حالی که الکل و آرام بخش می تواند افسردگی را آغاز کند. حتی نوشیدن اجتماعی در حد متوسط می تواند تعادل عاطفی را برهم بزند . 
دقت و توجه بیشتری در هنگام مصرف هر نوع دارو داشته باشید . برخی از نسخه ومصرف بیش از حد داروها می تواند برای افراد مبتلا به اختلال دو قطبی مشکل ساز باشد . خودسرانه دارو مصرف نکنید و هرگز اگر در فاز افسردگی بودید خودتان داروهای ضد افسردگی تهیه نکنید

پیشنهاد

از اونجایی که مطمئنم سلامتی بیمارتون براتون مهمه پیشنهاد می کنم تمام موارد رو اگه براتون مقدوره انجام بدین

این اطلاعات حاصل تجربه برخورد من با چندین بیمار دوقطبیه


1-شرایط محیط اطرافش رو آروم می کردم چون اصلا تنش واضطراب براشون خوب نیست

2-خیلی به بیمارم توجه نشون می دادم و به مادرم می گفتم که اون رو نوازش کنه و در آغوشش بگیره و ببوستش چوناین بیماران در این وضعیت بیشترین چیزی که نیاز دارند توجه و مهر ومحبته

3-غذاهایی که براش مضره بهش نمی دادم غذایی مثل سرخ کردنی ها و مخصوصا ترشیجات و عدس بیشتر میوه های فصل وغذاهای آب پز روتو  برنامه غذاییش قرار میدادم-اگه وسعتون می کشه خورشت گوشت گوسفندی که سرخ کردنی نباشه مثله قیمه یاچیزهای دیگه به صورت آب پز براش تهیه می کردم چون خیلی براش خوبه

4-حتماداروهاشو سرموعد بهش میدادم البته اگه داروها به بدنش ساخته در غیر این صورت اگه دکترش خوب نبود به یه دکتر دیگه رجوع می کردم

5-حتما به بیمارم بهترین داروهای گیاهی که تو جهان وجود داره  رو به صورت دم نوش براش تهیه می کردم داروهای گیاهی مکمل خوبی براش هست گیاهانی مثل گل گاو زبان،استوخودوس،سنبل الطیب و دارچین هرکدوم از اینهارو به اندازه یک قاشق چای خوری توی یک قوری پر از آب جوش می کردم و بعد که طعم اومد بهش می دادم داخل پرانتز قیمتش هم زیاد نیست

6-فقط خواب و خواب  می ذاشتم خیلی بخوابه و در ضمن اصلا نمی ذاشتم تاکید می کنم اصلا نمی ذاشتم هیچ  برنامه تلویزیونی ببینه و یا از کامپیوتر استفاده کنه حتی استفاده از اینترنت  خواندن حتی مجله هم براش تامدتی خوب نیست.چون همه ی این موارد براش ضرر داره و درضمن نمی ذاشتم تا چند روزی نمی ذاشتم به تنهایی از خونه خارج بشه

7-اگه دانشجو بود این ترم رو براش مرخصی می گرفتم یا سر کار میرفت حداقل چند هفته ای براش مرخصی می گرفتمو هر هدفی رو اگه داره دنبال می کنه بهش میگفتم که تا خوب شدن فعلا از ادامه دادن هدفت دست بر دار چون اصلا تلاشهای بدنی و ذهنی براشون خوب نیست

8-شنونده خوبی میشدم تا از علائم بیماریشو برام بگه البته بدون هیچ قضاوتی مثلا تو شدیدترین حالت بیماران دوقطبی میگن همیشه تحت تعقیب هستند یا چیزهایی داره کنترلشون میکنه یا چیزهای شبیه به این که شما می دونید واقعیت نداره.ولی برای بیمار صد در صد واقیعه و بهش اعتماد داره و در این صورت نباید نصیحتش کنید یا حرفاشو نقد کنید به جای این کارها تشویقش کنید که حرفهاشو براتون بگه و باهاش احساس همدردی کنید .البته این کار معمولا توسط افراد قوی بامهارت باید انجام بشه مثلا نباید مادر که خیلی شکننده هست این کارو انجام بده یا می تونید ازش بخواین که تمام فکرهایی که داره رو کاغذ بیاره این عمل خیلی به تخلیه شدن افکار مسموم ذهنش کمک میکنه

من مطمئنم که به لطف خدا اگه تمام  این کارها رو انجا بدین  وضعیت بیمارتون رو به بهبودی می ره وان شاءالله هرچه سریعتر روزی فرا می رسه که می تونن به وضعیت عادی زندگیشون برگردن

درمان بوسیله حیوانات خانگی

درمان افسردگی با کمک حیوانات خانگیReviewed byMoh6019onMar 9Rating:

یکی از روشهای درمانی که چند سالی در کشورهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد ونتایج مطلوبی در این روش کسب شده است و هر روز بر کاربرد ودانش علمی آن افزوده می شود درمان بوسیله حیوانات  خانگی است که به صورت علمی و تخصصی با این نام(Animal-assisted Therapy) خوانده میشود.ولی  در زبان عامیانه به آن درمان بوسیله حیوانات خانگی و مونس انسان که مخفف شده با این نام pet therapy گفته میشود. اما جای تاسف دارد که در کشور ما این شاخه از علم روانشناسی به هیچ وجه مورد توجه قرار نمیگیرد و خیلی افراد با این روش از درمان کاملا بیگانه هستند وبه کرارات گزارش و دیده شده که افرادی که خود رافردی با معلومات میدانند بخاطر عدم داشتن علم  و معلومات در این روش  درمانی بی نظیربرای  انکه  زیر سوال نروند  این روش نوین را مورد تمسخر قرار می دهند و با افتخار هم منم منم میکنند(اینجا همون جایکه باید به این افراد گفت مدرکتو چند خریدی).
تحقیقات گسترده  وپربارمحققان در اقسا نقاط کشورهای مختلف جهان نشان داده که می‎توان پاره‎ای از مشکلات عاطفی و اختلالات روحی,افسردگی ,و پیش گیری الزایمر افراد را بوسیله حیوانات خانگی درمان  و پیشگیری نمود. در علم روانشناسی و روانپزشکی عبارت pet therapy (درمان بوسیله حیوانات همدم) سالها است که در کشورهای دیگر جهان جای گاه خاص خود را تثبیت کرده ولحظه به لحظه علاقه محققان و پژوهشگران برای پی بردن به رمز و راز آن بیشتر اشکار میشود.
تحقیقات محققان بیانگر آن است که برقراری عاطفی و پیوند با حیوان در افراد گوشه گیر ومنزوی آنها را از حالت یکنواختی وسکون خارج نموده و قسمتی از نیازهای روحی انها  را به صورت مداوم  برآورده می‎کند. یک حیوان خانگی  دست آموز می‎تواند با رفتارهایش محبت  و عاطفه صاحب خود را  به سبکی انحصاری جلب نماید وانسان با  برقراری رابطه عاطفی و محبت گونه مداوم  با حیوان مورد علاقه اش، احساسات درونی که همیشه  با آن در ستیز بوده واز بیان خیلی چیزها دچار خجالت میشده ونمیتوانسته در مقابل انسانهای دیگر ابرازشان کندرا تخلیه بیانی کند و از این طریق روح و احساس مبارزگر خجالتی خود را ارضا و خالی نماید.
یکی ازعمده معضلات زندگی های صنعتی و شهر نشینی,احساس تنهایی  ونیافتن مونس  خوبی است که ادمی را  درکندو این مشکل به وفور در میان انسانهای  که بیشتر درزندگی شهری و صنعتی  زندگی میکنند به چشم میخورد. احساس تنهایی در دراز مدت آثار تخریبی زیادی بر روح و روان  و حتی جسم انسانها می‎گذارد و هر چه که به جلو پیشروی کند کم کم انسان دچار افسردگی میشود و زندگی‎اش تحت تاثیر قرار می‎گیرد. در جوامع  وزندگی های  کشور های غربیمدتی است که حیوانات دست آموز و خانگی به خانه‎های آنهاراه یافته و اشخاص زیادی علاقمند به داشتن حیوانات خانگی در منزل خود هستند.. غربی‎ها با نگهداری حیوانات توانسته‎اند قسمتی از خلاء عاطفی خود را اینگونه جبران نمایند.

البته لازم به ذکر است که بگویییم قرار نیست ما هم پیرو  این فرهنگ های کشور های غربی باشیم و از قدیم هم گفته اند هرچیزی جای خود نیکوست


بعنوان مثال تحقیقات نشان می‎دهد کودکان با علایمی از اختلالات روانپریشی و افسردگی هم در درمان با حیوانات خانگی مورد توجه قرار گرفته اند و نشانه‎هایی از بهبودی در بین‏شان مشاهده گردیده است. البته هنوز محققان اختلافاتی در نتایج درمانی این کودکان دارد که به همین سبب زمینه برای مطالعه در این‎باره فراوان است. ضمن آنکه نتایج سودمند حاصل از بکارگیری این روش درمانی در بین کودکانی با معلولیت جسمی و حرکتی و معلولیت های حسی بیشتر مشاهده گردیده است.
بعنوان نمونه‏ای دیگر در ژاپن استفاده از حیوانات اهلی برای التیام روحی معلولان، سالمندان و افراد مواجه با بیماریهای صعب‎العلاج، در حال گسترش است. این‌گونه فعالیت‎ها در ژاپن بیشتر از سوی سازمان‌های غیرانتفاعی (N.G.O.) با هدف ایفای نقشی مفید در جامعه و بصورت داوطلبانه و کاملاً مردمی صورت می‎گیرد.
مرور دستاوردهای حاصل از این فعالیت‎ها نشان می‎دهد که نقش التیام‏‎بخش حیوانات اهلی در روحیه افراد معلول یا سالمندانی که در خانه سالمندان زندگی دایمی دارند، بسیار پررنگ است. افراد معلول یا سالمندانی که در آسایشگاه‌های سالمندان نگهداری می‌شوند، به دلیل کم بودن فرصت برای حضور در جامعه، دچار فشارهای روحی “استرس” و یا دلتنگی می‌شوند. تجارب درمان بوسیله حیوانات (Animal-assisted Therapy) نشان داده پس از آنکه معلولان یا سالمندان با حیوانات اهلی از نزدیک برخورد کرده‎اند، روحیه آنان دگرگون و از گوشه‌گیری گریخته و لبخند بر روی لبانشان آشکار شده است.
حیواناتی که از آنها به این منظور استفاده می‌شود، باید دارای شروط ویژه‌ای همچون بهره‎مندی از سلامتی کامل و گذراندن آموزش‌های لازم باشند. پیش بینی می‎‏شود در آینده نزدیک و به تدریج استفاده از این روش درمانی برای التیام روحی معلولان، سالمندان یا بیماران گسترش یافته و به یکی از محورهای مهم روان درمانی تبدیل شود.
حال که این روش درمانی توسط روانشناسان و روانپزشکان در دیگر کشورها تجربه شده و نتیجه بخش بوده، جا دارد در کشور ما نیز این روش حتی بصورت آزمون و خطا مورد بررسی قرار گیرد، چرا که طبق تحقیقات صورت گرفته در دنیا، مصرف دارو در بیمارانی که تحت درمان به این شیوه قرار گرفته بودند به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته و مدت درمان آنها نیز تقلیل یافته است.در این نوشته سعی بر این بود تا صرفاً بطور مختصر نگاهی کلی به موضوع درمان به وسیله حیوانات داشته باشیم و پرداختن به جزئیات آن و یا ذکر منافع نگهداری از برخی حیوانات و پرندگان در برانگیختن احساس مسئولیت و تربیت کودکان و سایر نقش‎های متصور برای ارتباط انسان و حیوان فرصت‎ دیگری می‌‎طلبد.
ضمناً لازم به ذکر است چون در کشور ما درباره نگهداری سگ و گربه و برخی حیوانات از نظر شرعی یا فرهنگی برخی محدودیت‎ها ، شبهات و حتی در مواردی برداشت‎های نادرست و شایعات وجود دارد، می‎توان تا رفع شبهات بر روی سایر حیوانات نظیر ماهیان آکواریومی و یا پرندگانی نظیر انواع طوطی که در دنیا نتایج درمان به وسیله آنان هم روشن و ثمربخش بوده تمرکز نمود.

محاسن و معایب حیوانات خانگی

برای اینکه اظهارنظر در این باره را کاملا برعهده پزشکان اروپایی و در اصل انگلیسی تبار بیندازیم، مطالبی را که آنها در این رابطه در یکی از معتبرترین و مشهورترین مجلات پزشکی دنیا، یعنی نشریه طبی انگلستان به چاپ رسانده‌اند، می‌خوانید:

ارتباط و وابستگی روحی که میان حیوان خانگی و صاحب او ایجاد می‌شود می‌تواند تا حد همان روابط بین انسانی (مثل رابطه یک خواهر و برادر و یا رابطه دو دوست صمیمی) مستحکم و عمیق شود و به همین ترتیب می‌تواند، فواید روحی- روانی مشابه آن را هم داشته باشد. از دست دادن و مرگ این حیوان خانگی گاهی با عوارض روحی شدید برای فرد صاحب آن همراه می‌شود که شبیه داغ‌دیدگی عزاداری‌هایی است که در هنگام فوت یکی از اقوام اتفاق می‌افتد. صاحب این حیوان ممکن است به هیچ عنوان تحمل و ظرفیت پذیرش بیماری یا مرگ حیوانش را نداشته باشد و به دنبال بروز چنین مشکلاتی، با عوارض و پیامدهای ناخوشایند روحی و روانی که گاهی غیرقابل جبران هستند و زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند روبه‌رو شود.

حیوانات خانگی و سلامت جسمانی

تحقیقات و پژوهش‌های دهه ۱۹۸۰، این طرز تفکر را ایجاد کرده بودند که داشتن و نگهداری حیوانات خانگی با افزایش طول عمر همراه است و منافع متعددی برای سلامتی انسان دارد.

به طور مثال این تحقیقات نشان داده بودند، افرادی که دچار سکته‌های قلبی می‌شوند اگر حیوان خانگی داشته باشند، نسبت به افرادی که از این حیوانات در خانه خود نگهداری نمی‌کنند، مرگ و میر کمتری دارند. درضمن، همین مطالعات دهه ۸۰ اثبات کرده بودند، افرادی که حیوان یا حیواناتی را در خانه خود نگهداری می‌کنند، نسبت به دیگران بسیار کمتر به پزشک مراجعه می‌کنند و کمتر بیمار می‌شوند و حتی این مسأله باعث شده بود که پژوهشگران این طور فرض کنند که نگهداری حیوانات خانگی سبب افزایش طول عمر و افزایش سطح سلامتی می‌شود.

این قبیل خبرهای خوشایند در جوامع اروپایی و آمریکایی چندان پیچید که ظرف چند سال، تب حیوانات خانگی در این کشورها فراگیر شد و بسیاری از خانه‌ها، نه یک حیوان بلکه چند حیوان خانگی را نگهداری می‌کردند. مسلما خبرهای خوشایندی مانند کاهش خطر وقوع حملات قلبی‌-‌عروقی در دارندگان حیوانات خانگی و نیز بهبود سلامت جسمی و روحی‌روانی سالمندانی که از این حیوانات نگهداری می‌کردند، بسیار جذاب و وسوسه‌کننده بودند. تنها شکی که وجود داشت، درباره سلامت کودکان بود که آن هم براساس نتایج یک مطالعه دیگر روی خردسالان از بین رفت. طبق نتایج این مطالعه، کودکانی که طی اولین سال زندگی خود در مواجهه با حیوانات خانگی قرار گرفته و در خانه‌هایی بزرگ شده بودند که در آنها حیوانات خانگی نیز زندگی می‌کردند، کمتر از بچه‌های دیگر به بیماری‌هایی مانند آسم و رینیت آلرژیک مبتلا می‌شدند.

برخی پزشکان معتقد بودند که این تفاوت‌ها به این علت است که به طور کلی سطح اجتماعی‌اقتصادی افرادی که حیوان خانگی نگهداری می‌کنند، بهتر از دیگر افراد جامعه است و همین مسأله است که سبب می‌شود سطح سلامتی آنها بهتر باشد اما طی سال‌های بعد، مطالعاتی که در این زمینه انجام شد، نشان داد سطح اجتماعی‌اقتصادی این افراد با افراد دیگر جامعه تفاوت قابل توجهی ندارد و با این حساب این طور برداشت شد که نگهداری حیوانات خانگی بدون توجه به سطح اجتماعی‌اقتصادی افراد، فواید خوبی روی سلامتی آنها خواهد داشت.

اگرچه مطالعات اولیه بسیار جذاب بودند و باعث تشویق مردم برای نگهداری حیوانات خانگی شدند اما مطالعاتی که طی سال‌های بعدی انجام شد، نتایج معکوسی در برداشت و نتایج اولیه را نقض کرد. به طور مثال، نتایجی که از مطالعه درباره ارتباط، حیوانات خانگی و آلرژی به دست آمد، ضد و نقیض بودند و دیگر نمایانگر اثرات پیشگیری‌کننده این حیوانات در برابر حساسیت و آلرژی نبودند.

حتی برخی از مطالعات نشان دادند که بین مواجهه با حیوانات خانگی و بروز آسم، حساسیت و آلرژی، ارتباط وجود دارد. اگر مواجهه با حیوانات کم باشد ممکن است دستگاه ایمنی بدن را تحریک کند و افراد را به چنین بیماری‌هایی مستعد کند اما برعکس، اگر میزان مواجهه زیاد باشد، ممکن است در برابر بروز بیماری‌های مزبور از فرد محافظت کند. برخی نیز ابراز کرده‌اند احتمال بروز حساسیت و آسم در مواجهه با حیوانات خانگی، به سن فرد در هنگام چنین مواجهه‌هایی بستگی دارد. این طور که از اخبار برمی‌آید، مطالعات جدید اثری از فواید قلبی‌عروقی نیز نشان نداده‌اند و باز هم نتایجی متضاد با یافته‌های مطالعات دهه ۱۹۸۰ به دست آورده‌اند. از طرفی اثبات کرده‌اند که نگهداری حیوانات خانگی به کاهش نیاز به مراجعه و ویزیت پزشک هم منجر نمی‌شود و برای افراد سالخورده نیز هیچ سود و منفعت روحی‌روانی یا جسمانی خاصی ندارد.

در اصل این طور به نظر می‌رسد که تمام مطالعات دهه ۱۹۸۰، نتایجی غیرواقعی داشته‌اند و تنها به طور کاذب موجب شده بودند که مردم اروپا و آمریکا را به سمت نگهداری این قبیل حیوانات سوق دهند.

تعاریف اشتباه هستند

با توجه به نتایج ضد و نقیضی که طی سال‌های گذشته به دست آمده‌اند، امروزه برخی از پزشکان معتقدند نباید به همین سادگی درباره موضوع نگهداری حیوانات در منزل اظهارنظر کرد. آنها معتقدند اظهار نظر درباره ارتباط بین میزان ابتلا به یک بیماری خاص و حضور داشتن یا نداشتن حیوانات خانگی در منزل، کار چندان صحیحی نیست، بلکه باید مشخص کرد که آیا نگهداری حیوانات خانگی باعث بهبود کلی کیفیت زندگی (که شاخصی مشتمل بر جنبه‌های جسمانی و روانی سلامتی است) می‌شود یا خیر؟

به هر حال برخی از پزشکان معتقدند حیوانات خانگی از بعد روانی روی انسان‌ها اثر می‌گذارند. آنها معتقدند نگهداری این موجودات باعث می‌شود که افراد روابط اجتماعی بیشتری داشته باشند و سال‌هاست مشخص شده، که افزایش روابط اجتماعی و دوری از تنهایی به طور غیرمستقیم سطح سلامتی فرد را افزایش می‌دهد. امروزه دیگر شکی وجود ندارد که حیوانات نوعی کاتالیزور اجتماعی هستند و روابط بین انسان‌ها را افزایش می‌دهند. به همین دلیل برخی از پزشکان و روان‌شناسان معتقدند، از حیوانات می‌توان برای بهبود شرایط افرادی که در معرض طرد و یا گوشه‌گیری اجتماعی هستند (نظیر افراد سالخورده و یا افرادی که دچار ناتوانی‌های جسمانی هستند) استفاده کرد، چرا که اینها از نظر جسمانی فاقد توانایی‌های لازم برای برقراری ارتباط با هم سن و سالان پرتوان‌تر خود هستند و این ویژگی حیوانات که باعث افزایش تقابل و ارتباط انسان‌ها است می‌تواند از گوشه‌گیری آنها جلوگیری کند. به هر حال، برقراری روابط نزدیک انسانی اثرات مفیدی روی سطح سلامتی افراد دارد که غیرقابل انکار است.

بسیاری معتقدند نزدیک‌تر شدن روابط انسانی از طریق ایجاد یک حمایت عاطفی می‌تواند از میزان وقایع استرس‌زا بکاهد اما نکته مهم اینجاست که برای برقراری روابط نزدیک انسانی آیا تنها راه ممکن، نگه داشتن حیوانات خانگی است؟ درست است که برقراری روابط انسانی و افزایش حمایت‌های اجتماعی می‌توانند اثرات بسیار مفیدی روی سطح سلامتی انسان‌ها داشته باشند و تاکنون فواید آنها در کاهش اعتیاد به دخانیات، کاستن و درمان پرفشاری خون، تنظیم چربی‌های خون، کاهش وزن و نیز افزایش سطح فعالیت‌های جسمانی اثبات شده است اما برای دستیابی به روابط نزدیک و گرم میان انسان‌ها نیاز نیست که دست به دامان حیوانات شد.

به عقیده ما فرهنگ ایرانی و اصیل کشورمان، خود انگیزه و ابزاری قدرتمند برای دستیابی به این هدف است.

جدیدترین نظرات

اما بالاخره تکلیف چیست؟ آیا از نظر پزشکی نگهداری حیوانات خانگی صحیح است یا خیر؟ باز هم باید گفت نمی‌توان اظهارنظر قطعی در این باره داشت اما نتایج آخرین مطالعه‌ای که هفته گذشته در یکی از مجلات معتبر دنیا به چاپ رسیده است نشان می‌دهد، صاحبان حیوانات خانگی بیش از بقیه مردم دچار بیماری می‌شوند بنابراین پژوهشگران این طرح در مورد این اقدام هشدار داده‌اند.

براساس نتایج این مطالعه جدید برخلاف تصور همگان، افرادی که در خانه خود از حیوانات مختلف نگهداری می‌کنند، معمولا افرادی شاداب، پرتحرک و ورزشکار نیستند. این مطالعه مشخص کرد که برخلاف افکار جاری، سطح تحصیلات و سطح فرهنگی‌اجتماعی افرادی که در منزل حیوانات خانگی دارند، پایین‌تر از افرادی است که چنین حیواناتی ندارند. این افراد معمولا چاق‌تر هستند، بیشتر سیگار می‌کشند، کمتر ورزش می‌کنند و سطح کلی سلامت جسمانی آنها نیز پایین‌تر است.

جالب اینجاست که نگهداری حیوانات خانگی با بالا رفتن میزان ابتلا به بیماری‌های بسیار مهمی شامل افزایش فشارخون، دیابت، زخم معده، سیاتیک، میگرن، افسردگی و نیز حملات وحشت (به عنوان یک بیماری مهم روانی) همراه است. با این حال، پژوهشگران این طرح اعلام کرده‌اند که شاید تمام این عوارض ناشی از وضعیت اجتماعی‌اقتصادی این افراد باشد و واقعا ربطی به حیوانات خانگی نداشته باشد.

باوجود تمام این توصیفات، فعلا به نظر می‌رسد که این اقدام از نظر پزشکی منفعت خاصی ندارد و حتی ممکن است با عوارض و بیماری‌های خاصی هم همراه باشد. پس باید درباره نگهداری این حیوانات در منزل بیشتر فکر کرد.‌

اهمیت موضوع

آیا این مسأله آن قدر اهمیت دارد که مورد بررسی و توجه قرار گیرد؟ این سوالی است که بسیاری در ذهن خود دارند و جواب آن هم براساس آمارها کاملا مشخص و قابل توجیه است:

۱) در حال حاضر در کشور انگلستان، بیش از نیمی از منازل دارای حداقل یک حیوان خانگی هستند.

۲) جالب اینجاست که بیش از ۹۰ درصد صاحبان این حیوانات، حیوان خانگی خود را عضو مهمی از خانواده خود می‌دانند.

۳) ۷۰ درصد از دارندگان حیوانات خانگی، توصیه‌های پزشکان در مورد ایجاد حساسیت و آلرژی در آنها را بدون توجه و اهمیت دادن، فراموش می‌کنند تا باز هم بتوانند حیوان خود را نگهدارند.

 

ارتباط با حیوانات

برقراری ارتباط تله‌پاتیک با حیوانات
تله‌پاتی نیز یکی دیگر از راه‌های برقراری ارتباط با حیوانات و دریافت پیام‌های آنان است. تله‌پاتی، زبانی بی‌کلام و غیرشفاهی است و این امکان را برای ما فراهم می‌آورد تا در سطحی بالاتر با حیوانات ارتباط برقرار می‌کنیم.
فقط در صورت تمایل و آمادگی حیوان به برقراری ارتباط، روان‌شناسی می‌تواند اطلاعاتی درباره الگوهای رفتاری معین در اختیار حیوان قرار دهد، یا بیماری‌ها و مشکلات میان حیوان و صاحب او را تشخیص دهد.
برقراری ارتباط فراروان شناختی با حیوانات، هیچ ارتباطی‌ با جادوگری، احضار روح و خرافه‌هایی از این دست ندارد. این توانایی موهبتی است که تمامی موجودات زنده، هر یک به نوعی از آن را دارند.
کسانی که می‌خواهند ارتباط میان خود و حیوان خانگی‌شان را عمیق‌تر و غنی‌تر کنند، به این پرسش خواهند رسید که به واقع در درون حیوانات چه می‌گذرد؟
واقعیت این است که حیوانات موجودات هوشمندی هستند که ارگان‌های احساسی، نحوه تفکر، امکانات اظهاری، سطح زندگی و کیفیت تجارب آنها از اساس با ما تفاوت دارد.
حیوانات به طور دائم، پیام‌هایی برای ما می‌فرستند و مشکل در اینجاست که ما غالباً از درک و دریافت پیام‌ها عاجز هستیم و یا دچار بدفهمی می‌شویم.
برقراری ارتباط با حیوانات، به انسان‌ها کمک می‌کند علت بسیاری از رفتارهای حیوانات را دریابند و بفهمند که آنها چگونه احساسات خود را به ما ابراز می‌کنند.
همان‌طور که پیش از این نیز ذکر شد، همه موجودات زنده قادر به صورت تله‌پاتیک با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. حتی ما انسان‌ها نیز، این موهبت گران‌سنگ را داریم، اما بسیاری از ما متأسفانه، به مرور زمان این توانایی را از دست داده‌ایم. بسیاری، حتی وجود این توانایی را انکار می‌کنند و بسیاری دیگر نیز آن را به فراموشی می‌سپارند.
حقیقت این است که نمی‌توان مسئله تله‌پاتی را کاملاً رد کرد. همه ما، حداقل یک‌بار در طول عمر خود این تجربه را داشته‌ایم که وقتی کسی را دوست داریم، ناراحتی‌های او از راه دور به ما منتقل می‌شوند. شاید این جمله را بارها از دهان افراد مختلف شنیده باشید «نمی‌دانم چرا دلم برای فلانی شور می‌زند.»، «احساس می‌کنم اگر فلان کار را نکنی یا به فلان سفر نروی بهتر است» و جملاتی از این دست. بارها و بارها اتفاق افتاده است که درست در همان لحظه که به یاد عزیزی هستیم و یا به کسی که او را دوست داریم و مدت زیادی است از او بی‌خبر مانده‌ایم فکر می‌کنیم، ناگهان با صدای تلفن یا صدای زنگ در خانه ما را به خود می‌آورد و همان کسی که به فکرش بودیم از ما خبر می‌گیرد. برخی از مادران هنگامی که عزیزان و یا فرزندان‌شان در معرض خطر قرار می‌گیرند، این موضوع را زودتر می‌فهمند. بنابراین ارتباط‌های بسیار نزدیک عاطفی و جسمانی میان انسان‌ها، همواره به نتایج تله‌پاتیک منجر می‌شود.
حیوانات ما نیز بدین ترتیب با هم ارتباط برقرار می‌کنند. چرا گربه شما دقیقاً همان لحظه‌ای که شما قصد می‌کنید قوطی غذا را برای او باز کنید مقابل در خانه قرار می‌گیرد؟ به نظر شما تمامی این مثال‌ها و شواهد، جز از طریق برقراری نوعی ارتباط فراروان شناختی میان ما، چه دلیل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ شاید بگویید اینها فقط یک اتفاق ساده هستند، اما تکرار این اتفاقات ـ دقت ما و سایر موجودات زنده در دریافت نوع حادثه ـ به خصوص میان افرادی که به لحاظ عاطفی با هم ارتباط نزدیکی دارند، شاید وجود یک اتفاق ساده را رد کند.
در میان قبایل وحشی و سرخ‌پوستان در گذشته و حال، همواره یک نوع ارتباط فراروان‌شناختی با حیوانات، گیاهان، انسان‌ها و حتی ارواح گذشتگان به چشم می‌خورد. این افراد، به‌راحتی قادرند به عمق جان موجودات رسوخ کرده، به باطن آنها دسترسی یابند. از این‌رو، زندگی آنها و ارتباط‌شان با محیط ‌زیست و موجودات زنده دیگر، همواره نوعی هماهنگی دل‌انگیز و آرامش‌بخش دارد.
برقراری ارتباط فراروان‌شناختی با حیوانات، راهی برای برقراری ارتباط مؤثر میان انسان و حیوان است تا به ما امکان درک پیام‌هایی را ‌دهد که حیوانات با رفتارهای خود، قصد دارند آنها را بفهمیم.
در این نوع ارتباط، فرستنده و گیرنده، هر دو در یک فرکانس مشترک قرار می‌گیرند. بدین ترتیب می‌توانند پیام‌های یکدیگر را به خوبی دریافت و درک کنند.
مفهوم لغوی واژه تله‌پاتی، دریافت احساسات از راه دور است و به نوعی انتقال پیام گفته می‌شود که بدون استفاده از حواس معمول پنج‌گانه انجام می‌شود و از طریق ذهن درک می‌شود.
در سایه برقراری ارتباط تله‌پاتیک با جانوران، قادر خواهید بود به طور مستقیم با آنها ارتباط برقرار کنید. روان‌شناسان حیوانات از این طریق، اطلاعاتی را که حیوان می‌دهد، دریافت و آن را به زبان گفتاری بیان می‌کنند.
در این مرحله، روان‌شناس می‌کوشد دنیا را به‌طور کامل از دریچه چشمان و احساسات جانوران ببیند و درک کند. اینکه ما با چه جانوری در ارتباط هستیم (طوطی، سگ یا مورچه) در روند و کیفیت کار هیچ‌گونه تأثیری ندارد. کسی که حیوانات را از صمیم قلب دوست دارد و ارتباطی تنگاتنگ با آنها برقرار می‌کند، قادر خواهد بود احساسات و تفکرات آنان را تا اندازه‌ای درک کند. شاید بسیاری از افرادی را که یک یا چند حیوان خانگی دارند، دیده باشید که به‌سادگی می‌توانند حالات و روحیات حیوان خود را درک کنند. آنها به خوبی می‌دانند حیوان آنها چه زمانی خود را خوشبخت و راضی احساس می‌کند و چه زمانی غمگین است، چه زمانی می‌خواهد به گردش برود و چه زمانی میل به بازی کردن دارد، چه وقت خسته و چه وقت شاداب است.
ارتباط تله‌پاتی، روندی است برخواسته از ژرفای روح و می‌تواند به سادگی در مورد هر نوع علاقه و دلبستگی عاطفی و ذهنی میان موجودات برقرار شود.

چند توصیه
ـ برقراری ارتباط با حیوانات به هیچ عنوان نمی‌تواند جایگزینی برای مشاوره با پزشکان و روانپزشکان باشد. شما موظف‌اید حیوان خود را به طور منظم برای انجام معاینات پزشکی و روان‌شناختی نزد متخصص ببرید تا بدین شیوه هر گونه مشکل و بیماری جسمانی یا روحی او را به موقع درمان و یا از بروز آن پیشگیری کنید.
ـ محیط اطراف حیوانات، همواره باید به گونه‌ای باشد که آنها در محل زندگی خود احساس نشاط و رضایت‌مندی داشته باشند. برقراری ارتباط مستمر با حیوانات به هیچ روی جایگزین فراهم کردن محیط مساعد و مکانی امن و راحت برای حیوان نخواهد بود.
ـ وجود رابطه شخصی، نزدیک و صمیمانه، یکی از شرایط لازم برای برقراری فراروان‌شناختی با حیوانات و انسان‌هاست. انرژی و عشق متقابل، همان فرکانس مشترکی است که دو موجود زنده با قرار گرفتن در آن، می‌توانند با یکدیگر ارتباطی مؤثر و عمیق برقرار کنند.

علایم فاز افسردگی در بیماری دوقطبی

در بیماری دوقطبی، قطب افسردگی دقیقاً مخالف قطب مانیا است یعنی روحیه و رفتار و نیز افکار و اندیشه بیمار در این دو مرحله صد و هشتاد درجه با یکدیگر تفاوت دارند. توجه به علایم مراحل مانیا و افسردگی باعث پیشگیری از عود مکرر بیماری شده و فرد قادر خواهد بود به بیماری خود غلبه نماید. به موارد زیر لطفاً توجه کنید؛ 

۱- خلق افسرده: بیمار در فاز افسرده احساس پکری و غمگینی دارد، شاد نمی شود و چیزی او را خوشحال نمی کند. در حالی که بیمار در فاز مانیا بدون دلیل روشن و علت واضحی شاد بوده و روحیه بالایی دارد.

2- اعتماد به نفس پایین: در فاز افسرده بیمار از این که بتواند دست به کاری و اقدامی بزند هراسان است و به خود اعتماد ندارد. در فاز مانیا بیمار حتی بدون مطالعه و فراهم بودن شرایط لازم، دست به اقدامات بزرگی مانند خرید و فروش خانه، صدور چک، حتی چک های بی محل نموده و ترس از عواقب آن به خود راه نمی دهد.

3- بی علاقگی و دلمردگی: در فاز افسردگی بیمار علایق خود به کارها و فعالیت های قبلی از دست می دهد، کم کار می شود و تمایل به گوشه گیری پیدا می کند. در حالی که بیمار در فاز مانیا پرکار شده، مرتب در تقلا و تلاش است و در واقع خستگی ناپذیر می گردد.

4- بی انگیزه شدن: بیمار افسرده کشش و انگیزه لازم برای انجام کارهای حتی جاری خود را ندارد. به کارهای خود بی رغبت شده و آن ها را پشت گوش می اندازد. در فاز مانیا بالعکس تا کاری را به نتیجه نرساند آرام و قرار ندارد، تا حصول نتیجه روز و شب پیگیر کار می شود و برای تحقق آن به افراد مختلف و نهادهای زیربط مرتب سرکشی می کند.

5- افزایش خواب: در مرحله افسرده خواب بیمار افزایش می یابد و حتی اگر نخوابد تمایل دارد بیشتر وقت خود را در رختخواب بگذراند و بیشتر اوقات خسته و کسل است. همین بیمار در فاز مانیا خستگی بردار نیست، صبح تا شب فعالیت دارد. خوابش به حدود 2 تا 3 ساعت در شب کاهش یافته و فردا صبح سرحال و بدون خستگی از خواب بیدار می شود.

6- فراموشی و جریان فکر کند: بیمار افسرده به سختی فکر خود را متمرکز می سازد و به دشواری می تواند در مورد مطلبی خوب فکر کند و تصمیم بگیرد، فکر خوب کار نمی کند، حواسش پرت است. در حالی که همین فرد در مرحله مانیای بیماری به سرعت فکر کرده و تصمیم می گیرد و گاهی این افزایش سرعت فکر به ناتوانی در تفکر منسجم و هدفمند منجر می گردد. در فاز مانیا افکار در ذهن بیمار به سرعت برق جریان پیدا کرده و باعث می شوند که از یک فکر به فکر دیگر پرش کنند.

نکته قابل ذکر این است که معمولا بیمار در مرحله افسردگی بسیار ناراحت و کلافه است و دوست دارد هر چه سریع تر از دست آن خلاص شود در حالی که علایم فاز مانیا را خوشایند دانسته و از درمان فراری است. از طرف دیگر برخلاف بیمار، اعضاء خانواده اش از فاز مانیا نگران هستند چون بیمار در این مرحله دست به اقداماتی می زند که عوارض بسیاری دارد و خود و خانواده را دچار مشکل می سازد

پیش گیری از خود کشی


خصوصیت مشترک ما بین افرادی که اقدام به خودکشی می کنند داشتن این باور است که خود کشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودکشی ،آشفتگی ومشکلات عاطفی به حدی شدید می گردند که فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشکل خود ناتوان می سازند. رحالی که راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.

همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی کسی ونا امیدی را تجربه می -کنیم .مرگ یکی از اعضای خانواده وشکست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما بوجود می -آورند.ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجائی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هرکدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .

درتشخیص این که آیا واقعا ٌفردی قصد خودکشی دارد لازم است این موقعیت بحرانی ،از دیدفردمورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای که شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد.

بدون توجه به ماهیت بحران ،اگر کسی احساس می کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.

علائم خطر

حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها وحاد بودن مشکلات فرد میتواند د ر پیشگیری از چنین تراژدیهایی کمک کننده باشد. اگر شما فردی را می شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شکست درامتحان دچار مشکل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون " دلم می خواهد خودم را بکشم "یا " نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشکلات را تحمل کنم " ،یا اینکه "من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد" ی" اخیرا طوری رانندگی می کنم گوئی واقعا برایم اهمیت نداردچه اتفاقی برایم پیش بیاید." دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع میگردانند.بطور کلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی ونا امیدی شدید می تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانة درخواست کمک از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می باشد.

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود ومرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده کنند .آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره گیری نموده الگوی خواب و خوراک خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از دست بدهند.

چنین تغییرات ناگهانی وشدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

باورهای غلط وحقایقی راجع به خودکشی

باور غلط : فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند .

حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی که خودکشی می‌کنند ویا اقدام به خود کشی حقیقت : اغلب مواقع عکس قضیه درست است ،کسانی که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.

باور غلط :کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .

حقیقت :بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار مبهم صورت گر فته‌لند .کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.

باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی را در فرد بوجود آورد.

حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.

چگونه میتوان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک نمود:

اغلب خودکشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :

خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای درکار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درک،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع کمکی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودکشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.

فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله واقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی وتصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید وراجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.

از دیگر افراد کمک بگیرید.علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید،سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشکل دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید ونسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودکه:

بحران منجر به خودکشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .کمک همیشه در دسترس شماست .

برخی از افرادی که خودکشی کرده‌اند افراد با هوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته وموقتا دچار آشفتگی وپریشانی احوال شده‌اند .

باور غلط : کسا نی که یک بار اقدام جدی برای خودکشی داشته‌لند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند