آشنایی با بیماریهای روحی و جسمی و نحوه درمان

معرفی کامل و عوامل ایجاد کننده و روشهای جدید درمان

آشنایی با بیماریهای روحی و جسمی و نحوه درمان

معرفی کامل و عوامل ایجاد کننده و روشهای جدید درمان

اگر شما به خودکشی فکر می کنید ...لطفا این مطلب را بخوانید این تنها حدود پنج دقیقه طول می کشد

اگر شما در حال حاضر  احساس خودکشی می کنید، لطفا توقف نموده و بخوانید  . این تنها حدود پنج دقیقه طول می کشد. من نمی خواهم با شما صحبت از احساسات بد گفتگو کنم. 


من نمی دانم که شما که هستند، یا چرا شما در حال خواندن این صفحه هستید. من فقط می دانم که برای لحظه ای، شما آن را می خوانید، و خوب است. من می توانیم فرض کنیم که شما اینجا هستید چرا که شما مشکل دارید  و  به فکر پایان دادن به زندگی خود هستید. اگر این امکان بود، من ترجیح می دادم با شما در این لحظه، با شمااز نزدیک، چهره به چهره و قلب به قلب صحبت کنم. اما از آنجا که امکان پذیر نمی باشد، اینگونه حرف می زنیم .


من بسیاری از افرادرا که می خواستند  خودکشی کنند می شناسم، به طوری که باعث شده به یک سری ایده های  جدید برسم که شاید به ذهن شما نرسیده است .، بنابراین من می خواهم برای حفظ این فرصت کوتاه که با هم هستیم ا برای پنج دقیقه بعد،یک سری  کارهای عملی با شما به اشتراک بگذارم. من نمی خواهم با شما در مورد این که آیا شما باید خودت را بکشی استدلال کنم. اما من فرض کنیم که اگر شما در حال فکر کردن درباره آن هستید ، شما احساس بسیار بدی تجربه می کنید . 


خوب، شما هنوز در حال  خواندن هستید ، و این بسیار خوب است. من می خواهم به شما تا پایان این صفحه با من باشید .  من امیدوارم که  درون  حداقل کمی مردد باشید، در مورد اینکه آیا واقعا زندگی خود را به پایان خواهد برسانید،در حالیکه اغلب مردم احساس می کنند که، حتی در عمیق ترین تاریکی ناامیدی هم راهی هست . در حال مطمئن نیستید .

 این واقعیت که شما هنوز زنده در این لحظه  بدین معناست که شما هنوز کمی مردد هستند. این بدان معنی است که حتی در حالی که شمادر حالی که مرگ می خواهید، در همین حال  از بخشی از شما هنوز هم می خواهد به زندگی ادامه دهید. بنابراین اجازه دهیداین فکر را برای  چند دقیقه  کنار بگذارید  .


با این موضوع شروع می کنیم که:

خودکشی است انتخاب نشده است. بلکه این حس زمانی در ذهن خطور می کند که درد بیش از حد توان است .



این که شما احساس خودکشی فکر می کنید به این معنی نیست که شما  یک فرد بد، یا دیوانه، و یا ضعیف، و یا ناقص هستید . اصلا به این معنی نیست که شما واقعا مرگ را می خواهید . - این  تنها بدین معنی است که شما با درد بیشتر از توانتان  در حال حاضر کنار بیایید . اگر من شروع  به اضافه کردن وزنه بر روی شانه های هر کسی نماییم  در نهایتاز پای در می آید   . مهم نیست که چقدر  ایستاده باقی می ماند. اراده هیچ ربطی به این موضوع است.



 انواع بسیاری از درد که ممکن است به خودکشی منجر شود وجود دارد. درد قابل تحمل است، ممکن است از فردی به فرد دیگر  میزان تحمل متفاوت باشد .  نکته که در آن درد غیر قابل تحمل می شود به نوع مقابله شما بستگی دارد. افراد تا حد زیادی  ظرفیت آنهادر خصوص مقاومت در برابر درد متفاوتند .


وقتی درد بیش از اندازه منابع   مقابله با درد باشد ، احساسات خودکشی حاصل می شود. خودکشی نه اشتباه و نه راست است.  نقص از شخصیت نیست؛ یا شخص از نظر اخلاقی خنثی است. این   یک عدم تعادل از درد در مقابل منابع مقابله با آن می باشد.


شما می توانید احساسات   زنده ماندن در برابر خودکشی  داشته باشید  اگر شما یا انجام دو چیز را انجام دهید:

 (1) پیدا کردن راهی برای کاهش درد خود  ویا (2) پیدا کردن راهی برای افزایش منابع مقابله کنید. هر دو ممکن است.


حالا من می خواهم به شما پنج مطلب برای فکر کردن  بگویم: 

1
به نظرات  دیگران  گوش کنید - حتی افرادی که احساس بدی  از زندگی دارند.شما را در حرکت  یه  زندگی می کنند کمک می کند. من امیدوارم که این اطلاعا ت  حس امید در شما ایجاد کند.

2
به خودتان فرصت بدهید.  با خود بگویید ، "من 24 ساعت قبل از انجام هر کاری صبر خواهم کرد." و یا یک هفته. به یاد داشته باشید که احساسات و اقدامات دو چیز متفاوت است - فقط به خاطر اینکه شمااحساس  کشتن  خودتاندارید، به این معنا نیست که شما باید در واقع این کار الان انجام دهید.  فاصله بین احساسات خودکشی و اقدام به خودکشی قرار دهید،حتی اگر آن را فقط 24 ساعت است. شما در حال حاضر آن را برای 5 دقیقه فقط با خواندن این صفحه انجام دادید. شما می توانید آن را برای 5 دقیقه دیگر با ادامه به خواندن این صفحه انجام دهید. ادامه،  این  بسیار دلگرم کننده برای من ، و امیدوارم که برای شما هم باشد

3
افراد اغلب به خودکشی  به دلیل اینکه   رهایی از درد است تمایل دارند. به یاد داشته باشید که تسکین احساس است. و شما چون زنده اید آنرا حس می کنید. شما تسکین را حس نخواهید کرد ، اگر مرده باشید .

4
برخی افراد واکنش بدی در مورد قصد شما در مورد خودکشی نشان می دهند که به دلیل عصبانیت  یا ترس باشد.اما برخی نیز هستند که در این موقعیت شما را درک و با صحبت ،کمک و راهنمایی مراقب شما خواهند بود  

یک دوست خوب ، همراه و کسی که به حرفهای شما گوش دهد می تواند در این شرایط کمک باشد اگر خواستید می توانم افرادی را در این زمینه معرفی نمایم 

5
احساس  خودکشی ، آسیب زا می باشد و پس  فروکش شدن این حس ، شما نیاز به ادامه مراقبت از خود دارید. درمان یک ایده واقعا خوب است. لذا از مراکز درمانی مناسب کمک بگیرید .

نکاتی مورد توجه......

 همیشه هر درمان جایگزین یا مکمل غذایی با دکتر خود صحبت کنید.



ورزش

ورزش و شیوه زندگی

مطالعات نشان می دهد که ورزش منظم می تواند به بهبود خلق و خوی و اختلال دو قطبی کمک کند. و، یک برنامه غذایی خوب می تواند به شما  احساس بهتر بدهد  .


تندرستی

نوسانات دوقطبی حالت

نوسانات خلقی اختلال دو قطبی  به شدت مخرب است. افسردگی می تواند شما را از از دوستان و عزیزان جدا کند و در دوره جنون، شما ممکن است بی پروا شوید .


دو قطبی و مشکلات خواب

خواب با اختلال دو قطبی می تواند مشکل باشد. شما  به خواب و استراحت بیشتری هنگامی که  به اختلال دو قطبی مبتلا هستید نیاز دارید .



گفتگو با خانواده و دوستان

 حفظ روابط  دوستان و خانواده در  سالم ماندن با اختلال دو قطبی بسیار مهم می باشد. شما نیاز به نگه داشتن ارتباطات با دیگران دارید.




اختلال دوقطبی در محل کار: عملکرد شغلی نکات

این تعجب آور نیست که کار می تواند چالش های خاص برای افراد مبتلا به اختلال دو قطبی به ارمغان بیاورد.چالش های استرس و غیر قابل پیش بینی در محل کار می تواند عوارض بزرگ ایجاد نماید .

درمان و مراقبت

درمان و مراقبت 

بهترین درمان برای اختلال دو قطبی ترکیبی از دارو و مشاوره است. پزشکان اغلب درمان علایم شیدایی مرتبط با اختلال دو قطبی با یک مجموعه ای ازآرام بخش، و استفاده از داروهای دیگر برای درمان افسردگی می دانند . برخی داروها نیز برای "ترمیم و تثبت - برای حفظ خلق و خوی ثابت در طول زمان" استفاده می شود



درمان دوقطبی

درمان اختلال دو قطبی اغلب شامل ترکیبی از مواد آرام کننده  خلق و خوی-ثبات و روان درمانی است. اگر چه درمان مواد  اولیه است، روان درمانی  برای کمک به بیماران بهتر با شرایط کنار بیایند مهم تر است.

 در واقع، شما ممکن است دارو دو قطبی برای بقیه عمر خود را نیاز دارید.


درمان

همراه با دارو، روان درمانی  بخش مهمی از درمان اختلال دو قطبی است. در طول درمان، شما می توانید احساسات، افکار، و رفتارهایی که باعث شود شما مشکلات داشته باشید مورد بحث و درمان قرار دهید



درمان دوقطبی افسردگی

امروز، درمان توصیه می شود برای افسردگی دو قطبی ممکن است شامل لیتیم، ضد تشنج، داروهای ضد جنون، و یا ترکیبی از این داروها - همه با هدف تعدیل خلق و خو می باشد.


اگر مى خواهید هرگز بیمار نشوید

اگر مى خواهید هرگز بیمار نشوید

اگر مى خواهید بیمار نباشید، درباره احساستان صحبت کنید.

احساسات و عواطفى که پنهان و سرکوب مى شوند، به بیمارى مى انجامند.
زخم معده، التهاب معده، درد کمر و درد نخاع با گذشت زمان سرکوب کردن احساسات به سرطان ختم مى شوند.
سپس با اعتماد به نفس سعى کنید درباره درون، درباره رازهایتان با کسى صحبت کنید. مکالمه با دوستان و افراد مورد اعتماد بهترین انتخاب است. فراموش نکنید «کلمات» یک داروى بسیار مؤثر و یک درمان عالى هستند.

تصمیم بگیرید!
تا زمانى که درباره مسائلتان تصمیم مناسبى اتخاذ نکنید در شک و تردید و اضطراب باقى مى مانید. تصمیم نگرفتن باعث انباشته شدن مشکلات و نگرانى ها مى شود. تاریخچه زندگى یک انسان با تصمیمات او ساخته مى شود. تصمیم گیرى دقیقاً به معناى شناخت، آگاهى از مزایا و معایب ، موقعیت ها و فرصت هاست.

افرادى که قدرت تصمیم گیرى ندارند قربانیان ورم معده، دردها ى عصبى با منشأ ناشناخته و مشکلات پوستى هستند.

به دنبال راه حل باشید

افراد منفى عموماً راه حلى پیدا مى کنند و مشکلات را بزرگ مى کنند. این افراد، همان طرفداران تنبلى، شایعه پراکنى و بدبینى هستند.
چه خوب است به یاد داشته باشیم «بهتر است به جاى دشنام به تاریکى، شمعى روشن کنیم» یک زنبور عسل، به رغم همه کوچکى یکى از لذیذترین خوراک هاى موجود در دنیا را تولید مى کند.

ما همان چیزى هستیم که فکر مى کنیم. اندیشه هاى منفى ما، با تولید انرژى منفى در بدن به سرعت مبدل به بیمارى خواهند شد.

قربانى ظواهر نباشید

کسانى که واقعیت موجود را مخفى مى کنند، دائم به دنبال وانمود کردن و تأثیر گذارى کاذب روى سایرین از طریق ظاهر خود هستند.
چنین افرادى مایلند به عنوان یک انسان کامل شناخته شوند اما تلاش بیش از حد آنها روى ساختار جسم و ذهنشان تأثیر نامطلوب مى گذارد.

یادمان نرود در دنیا هیچ چیز با ارزش تر از سلامت زیستن وجود ندارد و ظاهر چیزى نیست که ارزش وانمود کردن را داشته باشد.
سرنوشت افرادى که دائم در جست وجوى ظواهر هستند عموماً به داروخانه، بیمارستان و درد ختم مى شود.

غم را از زندگى خود دور کنید

شوخ طبعى، خنده، آرامش و شادى. این کلمات رازهاى یک زندگى سالم هستند و با خود طول عمر به همراه مى آورند.
افراد شاد این موهبت را دارا هستند که محیط زندگى خود رابا هر کجا و در هر شرایطى که باشد، بهبود مى بخشند. شوخ طبعى شما را از ملاقات دائمى پزشکان رها مى کند! شاد زیستن بهترین داروى بیمارى ها و معناى کلمه سلامت است.

بپذیرید!

رد کردن واقعیات و نداشتن اعتماد به نفس، ما را سردرگم و بیمار مى کند. همراه بودن با واقعیت درونى خویش، همان زیستن با صلح و سرچشمه یک زندگى سالم است.

کسانى که این واقعیت را نمى پذیرند، اکثراً دچار رقابت بیش از اندازه، حسادت و بدبینى مى شوند.
پس خود را به همان صورتى که هستید بپذیرید. واقعیات زندگى خود را باور داشته باشید. این همان چیزى است که به شما احساس بسیار خوب و جسمى سالم اعطا خواهد کرد

با افسردگى چه کنم...؟

با افسردگى چه کنم...؟

افسردگى، به معناى پژمردگى است. پژمردگى، یکى از بدترین علل رفتارى در تغییر حالات روحى، روانى ارائه مى نماید. علائم بیمارى: عدم انگیزه، عدم تحرک، انزواطلبى، عدم نشاط، خیره شدن به نقطه اى مبهم، میل به خودکشى، پریشان حالى، پرخاشگرى، عدم تعادل، فراموشى، نشنیدن و یا عدم توجه به صحبتهاى دیگران، تکرار مکررات و یا میل به شنیدن مجدد خبر و یا توضیح، خواب زیاد و یا کم، علاقه مندى به موسیقى هاى آرام و غمگین و...
مقدمه: پژمردگى، بطور معمول به دو صورت: ناگهانى و تدریجى غالب مى گردد ولى برحسب پژوهش هاى صورت گرفته بالاترین سطح آمار موجود به تدریجى بودن حاکمیت افسردگى، دلالت مى کند. این بیمارى مختص انسانها نیست و نباتات و حیوانات را هم دربرمى گیرد و لذا این بیمارى در شکل و عنوان کلى آن، بر همه موجودات زنده جهان، صدق مى کند. باید توجه داشت که: در نهاد و سرشت هرموجودى، به دلیل دورى از ذات احدیت، حالتى به نام انتظار وجوددارد که این انتظار به خاطر طولانى بودن مدت آن، نوعى افسردگى را درنهاد موجودات زنده نهادینه مى کند چرا که کل موجودات جهان به دلیل هجران و دورى از خالق و صاحب اصلى خویش یعنى پروردگار متعال از یک نوع انتظار و غم درونى رنج مى برند.
شما دقت کنید به خودتان و یا دیگرانى که دیده اید و یا حتى بارزترین نمونه متقن آن کودکى شیرخوار که در آسایش کامل به سر مى برد بازهم گاه او را درغم بخصوصى مشاهده خواهیدکرد و متعجب مى شوید چگونه این کودک شیرخوار نیز اینگونه به اندیشه فرورفته است؟!... و این همان است که بدان اشاره شد یعنى هجران.
بنابراین زمینه افسردگى در نهاد موجودات جهان وجوددارد. اما در انسانها: بیدارکردن و شدت دادن به این غم درونى به عواملى بازمى گردد که به دو دسته اولیه (نهادینه شده) و ثانویه تقسیم مى گردد. عوامل اولیه (نهادینه شده) عبارتند از:
۱ ـ اندیشه زیاد
۲ - اندیشه کم
۳ ـ بعد جسمانى
۴ ـ گناهان و عدم ارتباط با ذات احدیت

عوامل ثانویه:
۱ـ افکار منفى و مزاحم
۲ ـ داروها و غذاها و نوشیدنیها
۳ ـ مواد مخدر و مسکر و دخانیات و هواى آلوده
۴ ـ آپارتمان نشینى و عدم استفاده از طبیعت و آفتاب
۵ ـ عدم تحرک و ورزش
۶ ـ زیاد گوش دادن به موسیقى هاى غمگین و غیر متحرک
۷ ـ داشتن مشکلاتى خاص در زندگى که لاینحل مانده اند
۸ ـ استفاده زیاد از تلویزیون
۹ـ مطالعه زیاد بیمارگونه بخصوص مطالب منفى، حادثه اى و داستانهاى غمگین
۱۰ـ نداشتن مدیریت وبرنامه ریزى در امور مختلف زندگى
۱۱ـ تماشاى زیاد غروب به جاى تماشاى طلوع خورشید
۱۲ ـ دوربودن از چیزى و یا کسى و مرگ عزیزان و طلاق
۱۳ ـ نداشتن ارتباط با اجتماع و اقوام و خانواده
۱۴ ـ احساس حقارت نسبت به دیگران و نقش تربیتى خانواده
۱۵ـ نداشتن و یا کم بودن مطالعه بخصوص مطالب مثبت، شاد و آموزنده
۱۶ـ حسادت زیاد و وجود افراد منفى و افسرده در اطراف، (موقعیت زمانى و مکانى)
۱۷ـ نرسیدن به آرمانها
۱۸ ـ رنگهاى تیره
۱۹ـ بیمارى ها
۲۰ ـ تکنولوژى و موبایل و دستگاههایى که میدان مغناطیسى ایجاد مى کنند.

چه کنم؟

بهترین راه: پیشگیرى است.
چرا که افسردگى بیمارى روحى است و اگر روح گرفتار شود رهاشدن او بسیار مشکل خواهدبود. بنابراین اگر کوشش شود که هریک از عوامل ۲۰ گانه افسردگى را بشناسیم و از گرفتارشدن به آنها فرارکنیم ویا لااقل کمتر درتیررس آنها باشیم بزرگترین و اولین کمک را به خود خواهیم کرد. اما اگر گرفتار شده اید قبل از مراجعه به پزشک این موارد را رعایت کنید:
الف) کوشش درجهت شناخت دقیق و آگاهانه عامل و یا عوامل بروز بیمارى ازطریق تفکر درتاریخچه زندگى و بررسى اینکه درطول و عرض زندگى خود درمعرض کدام یک و یا چندعامل از عوامل فوق قرار گرفته اید.
ب) نیت در اهتمام جدى و پیگیر درجهت برطرف نمودن عامل یا عوامل.
پ) کوشش آگاهانه اى کنید تا هرآنچه را که در زندگى با آنها روبرو شده اید و یا حتى عواملى را که نگران بروز آنها در آینده بوده و یا هستید را بشناسید و به یاد آورید. دراین مرحله ابتدا این عوامل را پس از یادآورى، به صورت فهرست وار بنویسید تا عناوین آنها از یاد شما نروند.
ت) در پایان درباره هریک از این عوامل، بطور کامل شرح کاملى با ذکر تاریخ و مدت آن عوامل آنها بنویسید.
درمرحله بعد به تجزیه و تحلیل هریک از این عوامل بپردازید و توجه کنید اولاً درکدام مرحله خود شما مقصر بوده اید و اشتباه را مرتکب شده اید؟ دوماً: چیزها و اشخاص دیگرى را که منصفانه مى توان مقصردانست بشناسید. حال با شناخت عمیق این عوامل با خود عهد ببندید دیگر دست به دست آنها ندهید. با این پایه گذارى که درجهت مخالف این بیمارى گام برمى دارید
اینک به عوامل ۲۰گانه اى که با هم خواندیم سرى مى زنیم و درمخالف با آنها با یکدیگر گام برمى داریم یعنى:
۱- مثبت اندیش باشید: البته این به معناى از بین بردن حقیقت نیست . بلکه به این معناست که اندیشه مثبت را هم به ذهن خود راه بدهید و گرنه افکار منفى در ذهن شما رسوب خواهند کرد . تو گویى افکار منفى افکار مثبت را مى خورند . اگر مى خواهید قاضى خوبى باشید هر دو طرف دعوا را به محکمه وجدان راه بدهید .
۲- به بروشور داروهایى که پزشک تجویز خواهد کرد ، دقت کنید که چه عوارضى خواهند داشت و آنها را یادداشت کنید . بهتر است لااقل از هم اکنون یک دفترچه حاوى تاریخچه بیماریها و درمانها و مشکلات روحى و جسمى که به شما وارد شده اند و یا وارد خواهند شد تهیه کنید و این موارد را به طور منظم و پیگیر در آنها یادداشت کنید . فهرست نوشیدنى ها و غذاهاى نشاط آور و کسل کننده را از منابع و کتب علمى در رابطه با غذا و دارو شناسایى و تهیه کنید .
به عنوان مثال : زعفران نشاط آور است و برنج دشمن ویتامین ب که کسل کننده است.
۳- مواد مخدر و مسکر و دخانیات مثل سیگار و قلیان را به موزه زباله ها بفرستید . اگر معتاد هستید در پنج مرحله و طى پنج ماه ترک کنید، یعنى تدریجى ولى پیگیر و جدى : نیت در ترک، کم نمودن مصرف ، کمتر مصرف نمودن، کوشش در فراموش نمودن ، ترک نهایى آن .
۴- در صورت امکان آپارتمان نشینى را ترک کنید ، یک خانه کوچک ولى حیاط دار رو به آفتاب ، به آپارتمان ۶۰۰ مترى نیز ارجح خواهد بود . به طور منظم و به صورت هفتگى به دل طبیعت بزنید اگر این کار به همراه خانواده و اقوام و به خصوص افرادى که با آنها در تفاهم هستید صورت بگیرد بهتر است . دو رکعت نماز در طبیعت آرامش دل را دو چندان مى کند . هر روز صبح ، ظهر و عصر خود را به مدت ۵ الى ۳۰ دقیقه در معرض آفتاب قرار دهید . از طریق اتخاذ روشهاى علمى ، حقایق را چاره کنید تا بتوانید از اضطراب بپرهیزید .
۵- هر روز صبح ناشتا ۱۵ الى ۳۰ دقیقه بدوید و ورزش کنید . هر روز عصر به مدت ۳۰ الى ۶۰ دقیقه دویده، نرمش کرده و ورزش کنید و ورزشهایى که همه بدن در آن شرکت کنند مثلاً بسکتبال ، فوتبال و والیبال در اولویت خواهند بود. شنا یکى از مفرح ترین عوامل فرار از افسردگى است . کوه نوردى را هر هفته انجام دهید . استحمام بعد از ورزش بسیار مناسب و خوب است و از همه بهتر شنا است ، بنابراین اگر به فن شنا هم آشنا نیستید در هفته دو مرتبه ، در عمق کم آن ، آب تنى کنید .
۶- گوش دادن به موسیقى آرام و غمگین را به یکبار در ماه کاهش دهید البته موسیقى آرام ولى کلاسیک مثل آهنگهاى موزارت و بتهوون را اگر هر ۴۸ ساعت گوش کنید مفید هم خواهد بود چرا که برحسب تحقیقات و پژوهشهاى دانشمندان این آهنگ مغز را بیدار کرده و وادار به تحرک مى کند چون این آهنگها ، روى قاعده کلى و نظم خاصى تهیه شده اند و چون به صورت مرحله اى هستند یعنى همانند این مقاله داراى سه رکن مقدمه، متن و نتیجه گیرى هستند شما ناآگاهانه به آرامش خاصى مى رسید مغزتان با طى کردن این فرایند سه مرحله اى بیدار شده و وادار به تحرک مى شود .
در صورت امکان در کنسرت ها شرکت کنید رقص را هر ۷۲ ساعت انجام دهید . لازم نیست این رقص خیلى تند و شاد باشد هم این که انجامش دهید کافى خواهد بود . چرا که رقص هیجان آور است و در واقع هیجان رقص زندگى است . به خصوص اگر این رقص با همسر و فرزندان باشد .
۷- اگر مسأله اى در زندگى شماست که به راستى لاینحل است با آن مدارا کنید ولى با مشکلات زندگى بجنگید ولى جنگى هوشمندانه و صبورانه یادتان باشد زندگى همچون کوهى است که ما در حال بالا رفتن از آن براى رسیدن به قله آن هستیم ، مهم این است که ما به بالا رفتن ادامه دهیم وگرنه به دره اش سقوط خواهیم کرد .

۸- تماشاى تلویزیون را به میزانى که باید استفاده کرد محدود کنید . (تماشاى خبرها، مباحث علمى و مثبت و برنامه هاى آموزشى و طنز و مفرح) را جایگزین کنید به طبیعت بروید. ورزش کنید شنا کنید قایقرانى کنید . تیراندازى و ...
۹- مطالعه مطالب حادثه اى را فقط تا به آن اندازه که در جریان شناخت و چگونگى مبارزه خلافکاریهاى جارى جامعه باشید مطالعه کنید و نه به صورت علاقه مندانه.
۱۰ـ داشتن مدیریت علمى در برنامه ریزى هاى ریز و درشت مسائل زندگى علاوه بر اعتماد نفس به شما باعث جلوگیرى از شکست و سرخوردگى هاى شخصى و در نزد جامعه مى شود .
۱۱ـ به جاى تماشاى زیاد غروب ، طلوع خورشید را زیاد ببینید . حکایت، حکایت همان دیدن نیمه پر لیوان است.
۱۲- او که رفته رفته داشته ها را داشته باش. زندگى همچون دایره است با خود بگو به او خواهى رسید گردش روزگار در این دنیا و یا آن دنیا این مهم را ثابت مى کند .
۱۳- دیدار و مباحثت و همنشینى با اجتماع بخصوص قشر نمونه و فهمیده آن و نیز اقوام و خانواده به خصوص آنان که هدفمند و مثبت اندیش هستند را قدر بدانید .
۱۴- خود باشید و پیروزیهاى دیگران را معلم شکستهاى خود کنید تا بیش از این شکست نخورید، شما هم آن سربالایى هایى را که دیگران رفته اند طى کنید . سربالایى هاى زندگى را نه با سرعت که با قدرت طى کنید .
۱۵- مطالب مثبت ، شاد و آموزنده را جزو وظایف روزانه خود کنید، تا آموزش ببینید و لذا از قبل این فراگیریها شاد هم خواهید شد . چون مسائل مهمى را که تاکنون نمى دانسته اید یاد مى گیرید و توأم با آن به خاطر بالا رفتن ظرف داشته هایتان به خود مى بالید و شادمان خواهید بود . (غرور مثبت شادى آور است )
۱۶- با رعایت بند ۱۵ از این به بعد به دیگران نیز حسادت نخواهید کرد بلکه سعى مى کنید از آنها مسائل جدیدى یاد بگیرید و از مباحث و جلوس با آنان لذت خواهید برد و با جایگزینى غرور مثبت به جاى غرور منفى ، شادمان تر خواهید شد .
مسائل را بهتر و متواضعانه تر درک خواهید کرد. حرف هاى افراد منفى را از این گوش به آن گوش به در کنید و طرف خالى نیمکت خود را به افراد مثبت دهید .
۱۷- لازم نیست حتماً به آرمانهایتان برسید حتى اگر مثبت بوده باشند، همین که شما تلاش خود را کرده باشید و یا تلاش کنید که از رسیدن به هدف مهم تر است . شنیده اید که مى گویند ورزش وسیله است نه هدف.
۱۸- رنگهاى تیره مثل مشکى ، قهوه اى را از لباس و کفش و شلوار تن خود و دکوراسیون محل کار و منزل و حتى رنگ خودرو و رنگ قلم خود دور کنید.
رنگهاى آبى ، زرد، صورتى را جایگزین کنید. رنگ قرمز اگر چه شاد است ولى باید به صورت تلفیقى با سایر رنگها باشد و به تنهایى به کار نرود چون در غیر این صورت زیادى و تندى رنگ آن محرک بد اعصاب خواهد بود . رنگ سبز آرامبخش است ولى همنشینى زیاد با آن افسردگى مى آورد و لذا باید آنرا با رنگهاى شاد تلفیق نمود .
۱۹ـ سعى کنید با اتخاذ روشهاى مدیریتى و مدبرانه، بر اعصاب خود مسلط شوید و مواردى را که تاکنون به آن پرداخته شد را به صورت جدى پیگیر باشید تا کمتر در معرض بیمارى ها باشید . چراکه: روح که بیمار شود جسم را هم گرفتار خواهد شد . بله البته اگر بیمارى دارید که صعب العلاج است باید به افکار مثبت روى آورید و مدارا را سرلوحه قرار دهید و سعى کنید وجود آن را به فراموشى بسپارید و یا لااقل افکار حاشیه آن را پرورش ندهید و بزرگنمایى نکنید .
۲۰ ـ سعى کنید زیاد در معرض دستگاه هایى همچون لوازم برقى: دلر، ماشین لباسشویى، آبمیوه گیرى ، چرخ گوشت، جارو برقى و لوازم صوتى و تصویرى و موبایل قرار نگیرد .
مثلاً: براى موبایل خود از گوشى هاى سیم دار استفاده کنید و یا به هنگام کار کردن ماشین لباسشویى به اتاق دیگرى بروید و یا فاصله ۲ ، ۳ مترى خود را از لوازم صوتى و تصویرى حفظ کنید و مدت زیادى را با آنها به سر نبرید . افسردگى قابل درمان است. مگر ندیده اید درخت یا گیاهى خشکیده را که پس از مبارزه دوباره شکوفا مى شود بنابراین با شناخت عوامل ۲۰گانه اى که شما به دلیل یک یا چند عامل آن به این بیمارى گرفتار شده اید به جنگ علمى و پیگیر آن بروید مراجعه پیگیر نزد روانپزشک را فراموش نکنید .
هیچ انسان عاقل و مثبتى به شخصى که در حال سقوط به دره اى است و این در حالى است که او فقط گیاهى را در دستانش محکم گرفته و ادامه زندگى اش به آن گیاه کوهى است ، هرگز توصیه به رها کردن آن ناجى نمى کند ، چرا که او مى تواند به جاى سقوط به دره ، به بالا رفتن و نجات خود ادامه دهد ، به خود مشاوره هاى مثبت و منطقى بدهید. هیچ کس بهتر از خود شما ، ناجى شما نخواهد بود ، چون در این صورت شما همچون بیننده اى خواهید بود که فقط خارها را نخواهد دید و گل قرمز را نیز خواهد دید ، حتى اگر خارها، گل را احاطه کرده باشند ، اما شما وظیفه دارید خارها را به کنارى بزنید ، چون شما گل را دوست دارید و باید او را نجات دهید.