به اعتقاد محققان برای حفظ و آرامش اعصاب، کلسیم بدن باید کنترل شود که این وظیفه در بدن به غدههای پاراتیروئید سپرده شده است.
غدههای پاراتیروئید چهار غده کوچکی هستند که در طرفین غده تیروئید قرار گرفتهاند و وزن تمام آنها فقط نیم گرم است ولی چون اعمال مهمی در بدن ما انجام میدهند این است که جلب توجه کرده و در اینجا اهمیت کار آنها برایتان شرح داده میشود.
غدههای پاراتیروئید در بدن حافظ تهیه و پخش کلسیم هستند و از جایی این کلسیم را استخراج کرده و به جایی که لازم است میرسانند و خلاصه سوراخی را باز کرده و منبع کلسیم را از آن خارج میکنند و سوراخ دیگری را بسته و مواد کلسیمی را در آنجا محفوظ نگه میدارند.
اگر مقدار کلسیم خون کم شود فورا بیماری گریپ و زکام و آسم و ضعف عضلات به ما دست میدهد و چنانچه مقدار کلسیم و فسفر در خون بینهایت کم شود بیماری عصبانیت مزمن بر وجود ما غلبه مییابد، پس برای حفظ و آرامش اعصاب و سلامتی کامل بدن باید خون ما ذخیره کافی کلسیم داشته باشد.
بزرگی غده کوچک
چون غدههای پاراتیروئید که بیاندازه کوچک و سبکوزن هستند این وظیفه سنگین و مهم را به عهده دارند، باید غذای کافی به آنها رسانده و غذاهایی مصرف نمود که داری مقدار کافی کلسیم باشد و در این مورد شیر مقوی و پنیر غذای طبیعی و سرشار از کلسیم هستند.
قرص کلسیم مخلوط با ویتامین D مصرف کنید، زیرا اگر کلسیم بدون ویتامین D مصرف شود، بدن آن را هضم و جذب نمیکند.
فراموش نکنید که آفتاب بهترین منبع طبیعی و قوی ویتامین D است.
غده وحشت و ترس
اگر در حوادث ناگوار فردی ضعیف و سست هستید توجه بیشتری به غدههای فوقکلیوی خود داشته باشید.
غدههای فوقکلیوی دو تا هستند و هر یک از این دو غده حدود 15 گرم یعنی سه مثقال وزن دارند و به شکل کلاهی روی کلیهها قرار گرفتهاند.
غدههای فوقکلیوی، هورمونی به نام آدرنالین تولید میکنند و به نام غده آدرنال نیز معروف هستند.
وقتی انسان در مقابل یک حادثه وحشتناک خود را باخت و متاثر شد هورمون آدرنالین وارد خون میشود و قوای ما را در مقابل اثرات شوم آن حادثه حفظ میکند. اگر این غدد خوب کار نکنند و در برابر اثرات شوک، هورمون آدرنالین به اندازه کافی وارد خون نسازند به زودی یک حالت ضعف و سستی ما را فرا خواهد گرفت و نخواهیم توانست در مقابل مصائب ناگوار و غیرمترقبه و حوادث زندگانی مقاومت نماییم.
به طور خلاصه باید گفت؛ غدد فوقکلیوی توانایی دارند از سموم خطرناکی که در بدن تولید میشود جلوگیری کنند و آثار آن را خنثی سازند. با وجود اینکه علم و دانش پزشکی تاکنون موفق نشده است تمام اسرار کار این غدد را فاش کند و محققان تاکنون به تمام رموز کار آن آگاهی نیافتهاند، با این حال میدانیم، نیکوتین و سرب و مواد شیمیایی دیگری، مضر به حال این غدد هستند و همچنین غذایی که از جهت مواد مغذی و جذبشدنی متعادل نباشد به طور قطع آثار بدی در سلامت این غدد دارد.
من و شما بسیاری از اشخاص را دیدهایم و میبینیم که هنوز در مراحل جوانی هستند و موهای سرشان خاکستری و به قول معروف فلفلنمکی میشود. این سفیدی موی بیموقع در این اشخاص علامتی از بدکار کردن غدد فوقکلیوی در بدن آنهاست.
برای حفظ سلامتی غدههای فوقکلیوی باید به غذای خودمان حداکثر مواد سفیدهای و به مقدار کافی نمک و همچنین ویتامینهای A و C و مخصوصا تمام ویتامینهای دسته B را وارد کنیم، زیرا ویتامین C در رفع سموم و ویتامین A در جلوگیری از احتقان خون و ویتامینهای B برای تولید آدرنالین تاثیر بسیار مهمی در غدد فوقکلیوی دارند.
دیابتیها، ویتامین B را جدی بگیرید
بیماری قند یا دیابت از جمله بیماریهایی است که افراد بسیاری در جامعه به آن مبتلا هستند. غده لوزالمعده عامل اصلی تنظیم قند بدن است که اگر مختل شود، گرفتاریها شروع خواهند شد.
غده لوزالمعده هورمونی میسازد به نام انسولین که قند و گلیکوژن (Glycogene) یا نشاسته حیوانی را هضم و ذخیره کرده و احتیاج بدن را رفع میکند. یعنی وسیله میشود تا بدن بتواند به اندازه کافی قند ذخیره کند. وقتی غده لوزالمعده اختلالی یافته و بیمار گردد دیگر نمیتواند انسولین ترشح کند و در نتیجه قند وارد ادرار شده و دفع میگردد و تولید بیماری دیابت یا قند میکند.
این غده حیاتی و مهم که به شکل خوشهای است، چندین سانتیمتر طول دارد و در وسط حفره شکم واقع شده است و علاوه بر ترشح هورمون انسولین، مواد حلال یا آنزیم تولید میکند. بعد آن مواد رابه قسمت فوقانی روده بزرگ میرساند و در تسهیل هضم و تحلیل مواد سفیدهای و مواد چربی و قند و نشاسته کمک موثری مینماید.
با اینکه محققان هنوز به طور دقیق و کامل علت یا علتهای بیماری قند را نمیدانند ولی میدانیم که اسراف و زیادهروی در مصرف مواد قندی و چربی غده لوزالمعده را از کار انداخته و از ترشح معده و تولید انسولین جلوگیری میکند. مقدار کافی تمام ویتامینهای B غذایی است که برای تقویت و به کار انداختن غده لوزالمعده و ساختن انسولین طبیعی کمک میکند. پس موادی که دارای ویتامین B میباشند باید در غذای روزانه خود وارد کنیم و این مواد عبارت است از ماست، جوانه گندم و مخمر آبجو که هر روز یک فنجان کوچک جوانه گندم و یک قاشق پر سوپخوری مخمر آبجو (اگر به شکل گرد باشد) باید مصرف کرد. زیرا این دو غذا هیچگونه مواد نشاستهای ندارند و میتواند به خوبی کسالت فردی را که مبتلا به بیماری قند و دیابت است شفا دهد

1. انسان به طور طبیعی تمایل به آسان ترین راه دارد . اگر در برابر این تمایل ایستادگی کنید ، نیرومندتر و تواناتر می شوید.
2. خستگی جسمی و روحی ، انسان را ضعیف و ترسو می کند.
3. اگر ما با مردم همان گونه که هستند رفتار کنیم ، آنان با همان خصوصیاتی که دارند باقی می مانند. اما اگر آن طور رفتار کنیم که باید باشند ، آنان بهتر خواهند شد.
4. هر کس توان دیدن زیبایی را حفظ کند، هرگز پیر نمی شود.
5. ترس از زندگی، بیماری دلخواه قرن بیستم است.
6. سلامتی بدن از کمی رشک بردن است .
7. کسی که می خواهد سالم بماند باید سکوت کند.
8. ارتباط با افراد محزون و مأیوس ، ما را افسرده و ناامید می سازد.
9. کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریحات بیابند، دیر یا زود ناگزیرند فرصت خود را صرف معالجه کنند.
10. هنگامی که خار پریشانی در قلبت فرو می رود، آن را با تیغ مراقبه بیرون بیاور.
11. سلامت نفس ، در سایه جنگ با نفس اماره حاصل می شود.
12. تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.
13. چهره شاداب همان اندازه برای انسان خوب است که هوای سالم و لذت بخش.
14. سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید.
15. جسم شما معبد روح شماست. با محبت و دقت از آن مراقبت کنید.
|
افراد چپ دست چه کسانی هستند و چه رفتارهایی دارند شخصیت و ویژگی های این افراد به چه صورت است آن ها چه نوع مهارت هایی دارند می خواهیم برتری چپ دست ها را نسبت به راست دست ها تشخیص دهیم برتری یک دست یا چپدست یا راستدست بودن فرد نشاندهنده تسلط نیمکره چپ یا راست مغز است. در میان افراد چپدست نیمکره راست و در میان افراد راستدست نیمکره چپ مغز غالب است. بهطورکلی، میتوان مردم جهان را ازنظر برتری دست به چهار نوع چپ برتر، راست برتر، دو سو توان و دست برتر مخلوط تقسیم کرد. اکثر مردم جهان راستدست هستند و تنها ۱۰درصد مردم جهان را چپدستها تشکیل میدهند. افراد دست برتر مخلوط برای بعضی از کارها از دستراست و برای بعضی دیگر از دستچپ استفاده میکنند. افراد دو سو توان میتوانند با هر دو دست خود هر وظیفهای را انجام دهند. البته این را باید گفت که دو سو توان شدن مستلزم تمرین و راهنمایی از سوی دیگران است. اکثر مردم جهان راستدست هستند و به این معناست که نیمکره چپ آنها غالبتر از نیمکره راست است. در میان افراد راستدست زبان بهوسیله نیمکره چپ کنترل میشود. صحبت کردن و کارهای دستی مستلزم مهارتهای حرکتی ظریفی است که معمولا توسط نیمکره غالبتر کنترل میشود. بر اساس این نظریه، میتوان فرض کرد که تقسیمکار مغز در افراد چپدست برعکس است. پردازش کلامی در نیمکره چپ رخ میدهد و پردازش بصری- فضایی در نیمکره راست انجام میگیرد. علاوه بر این، افراد راستدست از تقسیمکار سازمانیافتهای برخوردار هستند. افراد چپدست یک سیستم مغزی ناهمگون دارند که در آن ممکن است از هر دو نیمکره برای پردازش کلامی استفاده شود. اینکه چه عواملی باعث برتری دست در افراد میشود هنوز یک راز باقیمانده است و تنها چند نظریه در مورد علت برتری دست در افراد مطرح است. عوامل ژنتیکی: اگرچه برتری دست میتواند
نشاندهنده یک الگوی ارثی پیچیده باشد، اما اسنادی وجود دارند که نشان میدهد در
صورت عدم تقارن دهلیزی در دوره قبل از تولد: حالت جنین در سهماهه سوم بارداری و حالت تولد کودک روی برتری دست تاثیر میگذارند. در تاریخ گزارشهایی مبنی بر چپدست بودن بعضی از افراد وجود دارد که نشان میدهند این افراد مورد تبعیض و حتی خشونت قرارگرفتهاند و از چپدست بودن خود خجالت میکشیدند، اما یافتههای اخیر نشاندهنده این است که چپدستها در مقایسه با راستدستها مزایایی دارند. بعضی از این مزایای جالب شامل موارد زیر است: باهوشتر بودن: چپدستها بهطور نامتناسبی بخش عظیمی از جمعیت باهوشهای جهان را تشکیل میدهند. یک نظریه احتمالی در مورد این حقیقت این است که استفاده از هر دو نیمکره به آنها کمک میکنند تا حجم عظیمی از اطلاعات را پردازش کنند. نیمکره چپ مغز سبک تفکر کلامی و تحلیلی را پردازش میکند و نیمکره راست مغز با سبک تفکر خلاق و کلنگرانه در ارتباط است. توانایی دید بهتر در آب: نتایج بسیاری از تحقیقات به این حقیقت اشارهکردهاند، اما دلیل این رابطه هنوز مشخص نیست. یکی از دلایل این حقیقت این میتواند باشد که چپدستها تمایل دارند اطلاعات را بر اساس دادههای بصری پردازش کنند. توانایی بهتر در انجام همزمان چندوظیفه: ظاهرا در افراد چپدست مکالمههای میان نیمکرههای راست و چپ سریعتر پردازش میشود و تحقیقات نشان دادهاند که افزایش این توانایی با افزایش برتری دستچپ در ارتباط است. افراد چپدست قادرند بهآسانی به سیلی از اطلاعات عظیم و سازمان نیافته بپردازند. حافظه بهتر: اکثر چپدستها حافظه بهتری دارند و قادرند تاریخ دقیق رویدادها و گاهی از اوقات کلمات یک مکالمه را بهطور دقیق به یادآورند. حافظه بهتر در افراد چپدستی مشاهدهشده است که در خانواده آنها نیز چپدستهای زیادی وجود داشتند. مهارت بهتر در بازیهای ویدئویی: واکنشهای سریع، چابکی و مهارتهای حرکتی ظریف این امکان را به چپدستها میدهد تا مهارت بهتری در بازیهای ویدئویی داشته باشند. توانایی بهتر در ورزشهای تعاملی: اکثر بازیکنان راستدست با همتاهای راستدست خود تمرین میکنند، چون وقتیکه با چپدستها مواجه میشوند احساس آمادگی نمیکنند. چپدست بودن یک ویژگی سودمند برای بازیکنان است، چون میتوانند بهآسانی بر بازیکنان راستدست و چپدست غلبه کنند. خوب بودن در هنر: ازآنجاییکه افراد چپدست علاقه و تمایل بیشتری به اطلاعات بصری دارند، درنتیجه این افراد هنردوستتر و خلاقتر هستند. یادگیری آسانتر در رانندگی: آز آنجایی که چپدستها قادر به انجام همزمان چندوظیفه هستند، بنابراین عوض کردن دنده، چرخاندن فرمان و استفاده از ترمزها بهطور همزمان برای آنها کار آسانی است. یک نظرسنجی انجامگرفته در یکی از آموزشگاههای رانندگی نشان داد که ۵۷ درصد چپدستها بار اول در آزمون رانندگی قبول شدند، درحالیکه تنها ۴۷ درصد راستدستها بار اول در آزمون رانندگی قبول شدند. بهبودی سریعتر پس از سکته مغزی: چپدستها از هر دو نیمکره خود استفاده میکنند و به همین دلیل است که چپدستها پس از سکته مغزی سریعتر از راستدستهای سکته کرده بهبود مییابند. اغلب چپدستها میتوانند از دست غیرغالب خود استفاده کنند و این نیز یکی از دلایل بهبود سریع است. درآمد بیشتر: تحقیقات نشان دادهاند که مردهای چپدست در مقایسه با همتاهای راستدست خود ۱۳درصد درآمد بیشتری داشتند، اما زنهای چپدست در مقایسه با همتاهای راستدست خود ۵ درصد درآمد کمتر داشتند. باوجوداین، افراد
چپدست ضعفهایی هم دارند که به بعضی از آنها اشاره میکنیم: سریع خشمگین میشوند. بعضی از تحقیقها نشان دادهاند که چپدستها در پردازش هیجانها بهوسیله نیمکره راست و چپ مغز خود دچار عدم تعادل میشوند. احتمال خطر اختلالهای روانی مانند اسکیزوفرنی، خوانشپریشی یا اختلالهای بیشفعالی در چپدستها بیشتر است.
|
|
این دستگاه بسیار پیچیده با تاثیر تنظیم کننده شیمیایی از نظر روحی متاثر می شود
؛ هر بخش از زندگی ما با توجه به فرد و جامعه عملی و تئوری است که سایر قسمتها
را متاثر خواهد کرد . وقتی قسمتی از دستگاه تغییر کند ، روی سایر قسمتها تاثیر
خواهد کرد بنابراین یک تغییر در بیو شیمیایی مغز می توان بر روی روش اثر گذارد و
بالعکس و یک تغییر در الگو های فکری می تواند تاثیر های هورمونی را تغییر دهد یا
بلعکس. وسعت تبلور یا تغییر ناخواسته زیاد می شود فیلسوفان، دانشمندان ، متصوفه
، شفاع دهندگان ، نویسندگان و موسیقی دانها هنوز شیفته نیروی باقوه ما برای
محدودیتهای بی انتها و نا شتناخته آن هستند . |
le>